اعتراف میکنم با همه بی عدالتی ها، دل شکستن ها، قدر ناشناسی ها، توقع های بیجای والدین، شیطنت ها و بی ادبی ها و لوس بودن های گودزیلاها و هیولاهای دهه هشتاد نودی و هزاران هزار دردسر دیگه ای که شغلم داره باز هم وقتی چند ماه نمیرم مدرسه شدیدا دلتنگش میشم...
اعتراف میکنم با وجود اینکه انقدر دلم شکسته از سیستم اداریمون و تبعیضاشون و هی میگم دیگه دوس ندارم برم سر کاری که سیستم اداریش انقد کثیفه...ولی باز هم هر هنری هر ایده ای رو هرجا میبینم یا به ذهنم میرسه تو دلم میگم کی بشه برم باز مدرسه و به دانش آموزام یاد بدم...
یا تو کلاسم پیادش کنم..
اعتراف میکنم که هیچ شغلی رو هییییییچ شغلی رو با شغل خودم عوض نمیکنم و اگه باز هم برمیگشتم عقب همین شغل رو انتخاب میکردم...صد در صد! بدون شک!
معلمی عشق است...برای انسانهای عاشق:)
وگرنه غیر قابل تحمله
خدا رو شکر میکنم که معلم دبستانم
هزاران بار شکر
هزاران بار
من همچنان از خود ناراضی!...ما را در سایت من همچنان از خود ناراضی! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126