یهو دلم نوشتن خواست!

خرید بک لینک

نامردا انداختنم بندر عامری. حضوری شد از این هفته و باید 4 روز تو هفته برم. 1 ساعت مسافت داره و سرویس هم پیدا نکردم. مجبور بودم آر روز با آژانس برم. حوصله شرح قصه نیست...

فقط بگم سه روزی که تو این هفته رفتم اندازه 1 ماه سخت گذشت.

حس اینکه بهم ظلم کردن و دردسرهای آوارگی توی مسیر و پول آژانس که نصف بیشتر حقوقم رو باید میدادم پاش و بدن درد و از اون طرف علیرضا که تا میرسیدم خونه مامانمو هلاک کرده بود از خستگی و.............

بیخیال

این هفته هم گذشت.

امروز آنلاینه کلاس و من بی نهایت خوشحالم... و هی دارم برنامه میریزم که تا جمعه کلی بخوابم و خونمو تمیز کنم و...

راستیییی

بعد یه سال حقوقمو ریختننننن

و من خوشحالم.

هر چند کلی پولم بابت کرایه میره ولی خببببب

دارم ب روزهای مجازی با حقوقم در آینده فکرمیکنم و لذت میبرم. و باید ی برنامه مالی بریزم ک پولم هدر نره.

و اینکه مشاوره خوب است. خواهم رفت و ادامه خواهم داد ان شاء الله

شکر

سعی میکنیم مشکلات رو بپذیریم و دلخوشی های زندگی رو ببینیم و لذت ببریم.

مجتبی شکوری رو بی نهایت دوست دارم و افتخار میکنم که چنین همکاری دارم. گوش میدم این روزا به سخنرانی هاش...

دیگه همین

خلاصه این روزام همین چند خط بود.

ب امید روزهای بهترترتر...

من همچنان از خود ناراضی!...

ما را در سایت من همچنان از خود ناراضی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:13

صفحه بندی