نامردا انداختنم بندر عامری. حضوری شد از این هفته و باید 4 روز تو هفته برم. 1 ساعت مسافت داره و سرویس هم پیدا نکردم. مجبور بودم آر روز با آژانس برم. حوصله شرح قصه نیست...
فقط بگم سه روزی که تو این هفته رفتم اندازه 1 ماه سخت گذشت.
حس اینکه بهم ظلم کردن و دردسرهای آوارگی توی مسیر و پول آژانس که نصف بیشتر حقوقم رو باید میدادم پاش و بدن درد و از اون طرف علیرضا که تا میرسیدم خونه مامانمو هلاک کرده بود از خستگی و.............
بیخیال
این هفته هم گذشت.
امروز آنلاینه کلاس و من بی نهایت خوشحالم... و هی دارم برنامه میریزم که تا جمعه کلی بخوابم و خونمو تمیز کنم و...
راستیییی
بعد یه سال حقوقمو ریختننننن
و من خوشحالم.
هر چند کلی پولم بابت کرایه میره ولی خببببب
دارم ب روزهای مجازی با حقوقم در آینده فکرمیکنم و لذت میبرم. و باید ی برنامه مالی بریزم ک پولم هدر نره.
و اینکه مشاوره خوب است. خواهم رفت و ادامه خواهم داد ان شاء الله
شکر
سعی میکنیم مشکلات رو بپذیریم و دلخوشی های زندگی رو ببینیم و لذت ببریم.
مجتبی شکوری رو بی نهایت دوست دارم و افتخار میکنم که چنین همکاری دارم. گوش میدم این روزا به سخنرانی هاش...
دیگه همین
خلاصه این روزام همین چند خط بود.
ب امید روزهای بهترترتر...
من همچنان از خود ناراضی!...ما را در سایت من همچنان از خود ناراضی! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 99