غربال گری

خرید بک لینک
شب عید قربان فهمیدیم پسری...

از ساعت 9 ک رفتم واسه سونو رفته بودی سجده تاااا ساعت 11...

هرچی میگفتم عزیز دلم عبادتم حدی داره اخه پاشووووو اصن انگار ن انگار!

منم رفتم تو ماشین نشستم به بابات گفتم ی اهنگ بندری بذار صداشم بلند کردیم...بعد ک رفتیم سر از سجده برداشته بودی

خخخخخخخ

خدا رو شکر صحیح و سلامت بودی

الانم میخوام برم ازمایش خون بدم.

فعلا

من همچنان از خود ناراضی!...

ما را در سایت من همچنان از خود ناراضی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: سه شنبه 31 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:41

صفحه بندی