از ساعت 9 ک رفتم واسه سونو رفته بودی سجده تاااا ساعت 11...
هرچی میگفتم عزیز دلم عبادتم حدی داره اخه پاشووووو اصن انگار ن انگار!
منم رفتم تو ماشین نشستم به بابات گفتم ی اهنگ بندری بذار صداشم بلند کردیم...بعد ک رفتیم سر از سجده برداشته بودی
خخخخخخخ
خدا رو شکر صحیح و سلامت بودی
الانم میخوام برم ازمایش خون بدم.
فعلا
من همچنان از خود ناراضی!...ما را در سایت من همچنان از خود ناراضی! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 100